غلامعلى صفايى

335

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

شد « المحذوف لعلة كالثابت » است و در اينجا حذف ياء به جهت و به علت تخفيف مىباشد پس حذف آن بدون دليل نبوده بلكه به دليل تخفيف صورت گرفته است بنابراين آن محذوف در حكم مذكور است و نشانهء كالمذكور بودن آن اين است كه حرف آخر « غواش و جوار » به حسب عوامل ، اعراب مختلف نمىگيرند بلكه گفته مىشود : « مررت بجوار و جائني غواش » همانند كلمه « قاض » كه حركت حرف ماقبل ياء كه كسره است بعد از حذف ياء نيز مثل صورت وجود ياء باقى است به طورى كه گويا كسره آن به جهت تناسب با ياء آورده شده و گويا حرف ياء در كلمه موجود است پس وزن اين دو « مفاعل » است ، بنابراين اين دو كلمه ملحق به مفردات منصرف نمىباشند تا تنوين آنها تنوين تمكين گردد . لذا در « سلام و كلام » اعراب مختلف با تنوين به حسب عوامل داده مىشود ، لكن در « جوار و غواش » در حالت رفعى و جر ، به شكل اعراب جر و در حالت نصبى به صورت فتحه با ذكر ياء مىباشد كه اين خود كاشف از تفاوت اين دو كلمه با « سلام و كلام » است و قياس آنها به اين دو كلمه صحيح نمىباشد . نكته : ياء « در جوارى و غواشى » اصلى هستند و لام الفعل كلمه مىباشند و « جوارى » جمع « جارية » از الفاظ مشترك است و به معناى جريان‌دار ، كنيز ، خورشيد و كشتى است و « غواشى » جمع « الغاشية » به معناى پوشانده است . الثاني : دومين موضعى كه تنوين عوض آورده مىشود ، تنوين عوض بدل از حرف زائد است مانند تنوين « جندل » كه اين تنوين عوض از الف زائده وزن است ؛ زيرا اين كلمه در اصل « جنادل » بر وزن مفاعل بوده و غير منصرف است سپس الف آن حذف شده و بدل از آن ، تنوين عوض از حرف زائد آورده شده است و اين قول ابن مالك است . لكن قولى كه صحيح به نظر مىرسد خلاف اين است زيرا اين كلمه بعد از حذف الف ، منصرف شده چون وزن آن از « مفاعل » تغيير مىكند ، لذا مىتواند كسره هم قبول كند بنابراين تنوين آن از نوع تنوين تمكين و صرف است . و إلّا اگر غير منصرف بود هرگز كسره داده نمىشد . قابل ذكر است كه « جنادل » به معناى زمينهاى سخت است و مفرد آن « جندل » است و « جندل » مفرد آن نيست